نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


در هفته‌ای که گذشت، نشنال جئوگرافی در عکس‌های روز خود عکس‌های بی‌نظیری را از دوستی شتر و انسان تا نگاه‌های خیره مار بومی آبی رنگ انتخاب کرده است.

مقاله‌ی مرتبط:

در عکس‌های روز نشنال جئوگرافی از شنبه تا جمعه هفته گذشته، تصاویر جذاب و دیدنی از بازار شتر پوشکار، کوچ ماهی‌های سالامون به سمت خانه، کودکی در لباس فضانوردی، پرتاب ماهواره توسط ناسا، تماشای برج‌های منهتن از برج امپایر استیت و دود آتشفشان کوه‌ برومو دیده می‌شود.

بهترین دوست

شتر

بازار شتر پوشکار سالانه بیش از ۲۰۰ هزار گردشگر جذب می‌کند. این بازار هرساله طی چند روز در پوشکار برگزار می‌شود.

سفر به خانه

کوچ

سالامون‌ها به سمت محل زندگی خود، یعنی رودخانه‌ای در بیریتیش کلمبیا حرکت می‌کنند. این سفر ممکن است مسیری به طول بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر داشته باشد.

کار شگفت‌انگیز

کودگ

لورا، دختر املیا ویلگوس، عکاس بخش یورشات عاشق فضا است. او می‌گوید:

رویای دختر من است که روزی یک فضانورد شود. لورا کتاب‌های زیادی در مورد فضا می‌خواند و فکر می‌کند روزی به فضا می‌رود.

امیلیا و همسرش ۵۰۰ کیلومتر سفر کردند تا دخترشان را به نمایشگاهی به اسم دریچه‌ای به فضا در ورشو ببرند. در این نمایشگاه لورا می‌توانست در لباس فضانوردی عکس بگیرد.

پرتاب

پرتاب

ناسا مرحله ۱۵ سرویس تدارکات خود را به‌وسیله یک موشک اسپیس ایکس فالکون نه، به ایستگاه بین‌المللی فضایی ارسال می‌کند.

لذت بردن از منظره

امپایر استیت

یک خانواده در حال لذت از بردن از نمای منهتن از طبقه هشتادم برج امپابر استیت هستند. این برج تا سال ۱۹۷۰ بلندترین برج دنیا بود. برج وان ورد ترید سنتر که در پس زمینه مشخص است نیز تا سال ۲۰۱۳ بلندترین برج دنیا بود، اما امروزه در رتبه ششم این لیست قرار دارد.

بر فراز آتشفشان

اتشفشان

عکاس بخش یورشات فلوریان ویزورک عکس شگفت‌انگیزی را از پارک ملی برومو نوتنجر سمرو به وسیله یک درون گرفته است. از دهانه کوه برومو دود خارج می‌شود که نمای زیبایی به عکس داده است.

نگاه خیره

مار

یک مار بومی کمیاب ژست خاصی به خود گرفته است. عکاس یورشات کریستین مک نیکولاس می‌گوید:

این مخلوق زیبا چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌کند.


یکی از جنبه‌های جذاب و مهیج سافاری، تماشای حیوانات در زیستگاه طبیعی‌شان است. اما آیا می‌دانید شماری از جانوران تنها در نواحی قطبی قابل مشاهده هستند؟

زندگی در سکونتگاه خرس‌های قطبی می‌تواند به طرزی باورنکردنی سخت و طاقت‌فرسا باشد. بادهای سرد و کشنده‌ای که گاه بی‌رحمانه می‌وزند، کاهش دمای قابل توجه در فصل زمستان و البته شب زمستانی که دست کم ماه‌ها طول می‌کشد، بخشی از شرایط سخت زندگی در این ناحیه است.

نواحی قطبی

در حالی که میلیون‌ها انسان در شمالگان و مناطق پیرامونی قطب شمال زندگی می‌کنند، داستان جنوبگان و قطب جنوب کاملا متفاوت است، چرا که ساکنان دائمی چندانی را در این نقطه از کره زمین نخواهید یافت. جنوبگان توسط معاهده‌ی سال ۱۹۵۹ تحت عنوان «پیمان جنوبگان» محافظت می‌شود که این مکان را به‌عنوان جایی معرفی کرده که تنها برای صلح و تحقیقات علمی مورد استفاده قرار خواهد گرفت و هرگونه فعالیت نظامی یا ادعای مالکیت در این منطقه ممنوع است. از آن زمان چندین هزار دانشمند و کارمندان پشتیبانی از کشورهای مختلف جهان به‌صورت دوره‌ای در این نواحی سکونت داشته و به تحقیقات علمی خود ادامه دادند.

با این وجود حتی این محیط نسبتا دست‌نخورده نیز از تأثیرات ناخوشایند تغییرات اقلیمی مصون نمانده است، این در حالی است که شمالگان به علاوه تغییرات اقلیمی، از آلودگی‌ زیست محیطی، توسعه‌ی صنعت نفت و گاز و البته افزایش بی‌رویه صید آبزیان رنج می‌برد.

چشم انداز قطبی

اما اگر از منظری دیگر به جنوبگان بنگریم، متوجه خواهیم شد که علی‌رغم این شرایط اقلیمی سخت این مکان یکی از غنی‌ترین تنوع زیستی حیات وحش را در اختیار دارد و این مسئله، چه درمورد حیوانات خشکی‌زی و چه در مورد ساکنان زیر سطح آب دریا صدق می‌کند که همگی به خوبی از عهده‌ی تحمل این شرایط سخت برآمده و جان به در برده‌اند.

بی‌شک شما هم در مورد شماری از ساکنان جنوبگان اطلاعاتی دارید، پرندگانی همچون پنگوئن‌ها و مرغان دریایی، خوک‌های آبی و البته خرس‌های باشکوه قطبی که همگی بخشی جدایی‌ناپذیر از ذهنیت ما از حیات وحش نواحی قطبی هستند. اما نظرتان در مورد خرچنگ‌های مودار، وال‌های شاخ‌دار و البته حشرات ترسناکی چیست که این مکان را به‌عنوان خانه‌ی خود می‌شناسند؟ 

جنوبگان

پس باید بدانید که این نقطه از جهان زیستگاه شماری از مخلوقات تماشایی و خارق‌العاده جهان است. جایی که قطعا تجربه سافاری منحصربه‌فرد خواهد بود، چرا که بسیاری از این موجودات را تنها و تنها در این منطقه مشاهده خواهید کرد. همچون دیگر مخلوقات وحشی کشف شده در اقصی نقاط جهان، قطب جنوب و گونه‌های ساکن شمالگان کاملا متنوع و البته متفاوت هستند. نکته جالب آنکه ساکنان مناطق قطبی از نظر فیزیکی سازگاری‌های بسیاری برای زنده ماندن در چنین محیطی پیدا کرده‌اند که در نوع خود قابل توجه است. از توانایی کنترل ضربان قلب و متابولیسم گرفته تا ایجاد مایعی شبیه به ضد یخ، در یک کلام این حیوانات ترسناک گاهی بسیار سرگرم کننده‌تر از چیزی ظاهر می‌شود که تصورش را می‌کنید. 

در ادامه همراه ما باشید تا شما را با شماری از این موجودات بی‌نظیر آشنا کنیم.

کرم مودار (Eulagisca Gigantea)

Eulagisca Gigantea

این مخلوق دریایی عجیب تنها می‌تواند در دو مکان به حیات خود ادامه دهد: یکی کابوس‌های شبانه شما و دیگری اقیانوس منجمد جنوبی. به هر حال خوشبختانه باید تصدیق کرد که فعلا اقیانوس انتخاب ایده‌آل‌تری برای این موجود است.

این کرم عضوی از «کرم‌های بریستل» (bristleworms) یا «کرم‌های مودار» است. این کرم با ظاهر عجیبش ممکن است خیلی غیرطبیعی و نامتعارف به نظر برسد، اما بد نیست بدانید این ظاهر کمک مهمی به بقای این موجود می‌کند. درواقع وجود این موها کمک می‌کند کرم روی آب شناور شده و شنا کند. وجود این موها حتی گاهی اوقات در دفاع کرم در مقابل شکارچیان نیز مؤثر هستند.

کرم بریستل یا کرم مودار

به‌خاطر برخورداری از دندان‌های تیز، محققان باور  دارند که این کرم یک موجود گوشتخوار بوده و امکان دارد از این آرواره‌های نسبتا ترسناک برای شکار کردن استفاده کند. برای عجیب‌تر شدن هر چه بیشتر  ماجرا بد نیست بدانید بخشی که به نظر می‌رسد سر این موجود است، در واقع گلوی او است.

کرم یخی (Ice Worm)

کرم یخی

کرم یخی با گونه‌های دیگری همچون زالو و کرم خاکی رابطه نزدیکی دارد. موجودی با ظاهری عجیب که به خوبی با شرایط سخت زندگی در مناطق سرد و یخ بسته تطبیق یافته است. این موجود دمای بدن خود را با دمای محیط تنظیم کرده و از یخ زدن بدنش جلوگیری می‌کند. همچنین در طول روز و برای فرار از ریسک مرگ به دلیل گرمی هوا، به درون کوه‌های یخی نفوذ کرده و خود را مخفی می‌کند. 

حتما شما هم از سختی راه رفتن روی برف و یخ آگاهی دارید و می‌دانید که خیلی ساده می‌توان روی سطوح یخی دچار لغزش شد. اما این کرم خارق‌العاده به کمک موهای زبری که بدنش را پوشانده، این مشکل را حل کرده است. در واقع آن‌ها با کمک این موهای ریز خود را به سطوح یخی چسبانده و قادرند هر ساعت بیش از سه متر حرکت کنند.

مرکب ماهی عظیم الجثه (Colossal Squid)

اختاپوس غول پیکر ساکن قطب

مخلوقی که تصور می‌شود الهام بخش خلق شخصیت «کراکن» (Kraken) در افسانه‌های اساطیری باشد، به دلیل پاره‌ای ویژگی‌ها جایگاهی خاص در هر فهرستی دارد که به موجوات متفاوت و البته ترسناک جهان اختصاص دارند.

تا سال‌ها ماهیت وجودی این مخلوق در حد داستان‌های افسانه‌ای و تخیلات نویسندگان خلاصه می‌شد، چرا که این موجود علی‌رغم اندازه قابل توجهش، موجودی منزوی است که بیشتر ترجیح می‌دهد در اعماق زیاد اقیانوس در حوالی جنوبگان و قطب جنوب پنهان شود. اما در سال ۱۹۲۵ ورق برگشت و با پیدا شدن یک شاخک بزرگ در شکم یک نهنگ، داستان کراکن رنگ واقعیت به خود گرفت. در سال ۲۰۰۳ اما یک اسکوئید تقریبا سالم و دست نخورده پیدا شد و سرانجام در سال ۲۰۰۷ یک نفر موفق به ثبت یک ویدیو از حضور این مخلوق عظیم الجثه شد.

اختاپوس غول پیکر ساکن قطب

عمده‌ترین تفاوت میان هشت پاهای غول پیکر با هشت پا عظیم الجثه البته به جز اندازه‌شان، برخورداری از قلاب‌های چرخانی است که داخل مکنده‌های موجود روی شاخک‌های این گونه قابل مشاهده است. در واقع اکثر نهنگ‌های عنبری که دارای زخم‌های عمیق و ترسناک هستند، حتما سروکاری با این هشت پاهای عظیم الجثه داشته و طعم این قلاب‌های ناخوشایند را چشیده‌اند.

در عین حال اگر این قلاب‌های ترسناک برای به وحشت انداختن شما کافی نیست، پس بهتر است بدانید این گونه همچنین بزرگترین چشم در میان مخلوقات این کره خاکی را به خود اختصاص داده است!

ماهی یخی (Icefish)

ماهی یخی

ماهی یخی یکی از جالب‌ترین موجودات خونسرد ساکن آب‌های مناطق قطبی است. آن‌ها برای ادامه حیاط در چنین محیط‌هایی به خوبی سازگاری پیدا کرده و مجهز به امکانات خاصی شدند که بقای‌شان را به خوبی تضمنین کرده است.

نخستین سازگاری جالب توجه آن‌ها قدرت تنظیم دمای بدن با دمای آب است که به ماهی کمک می‌کند دمای بدن خود را پایین نگاه دارد. به طوری که اگر این ماهی با جریان آب‌های گرم مواجه شود، بلافاصله جان خود را از دست خواهد داد. از سوی دیگر این ماهی موفق به تولید گلیکو پروتئینی خاص شده که عملکردی مشابه ضد یخ داشته و از تشکیل کریستال‌های یخ در بدن ماهی جلوگیری می‌کند. در نهایت این ماهی فاقد هموگلوبین بوده و در نتیجه رنگ خونش سفید رنگ است. این امر به همراه بدنی شفاف به ماهی کمک کرده تا به بهترین شکل در محیط پیرامون استتار کرده و از دید شکارچیان پنهان شود.

کوسه گرینلند (Greenland Shark)

کوسه گرینلند

برای مدت زمانی طولانی وال‌های کله گاوی رکورددار میزان بیشترین طول عمر در میان مهره‌داران این سیاره بودند، تا اینکه کوسه‌های گرینلند از راه رسیدند و به سادگی این افتخار را از آن‌ها ربودند. جالب است بدانید کوسه‌های گرینلدی دست کم چهار صد سال عمر می‌کنند، با این وجود گاهی دانشمندان موفق به شناسایی کوسه‌هایی شدند که عمری به مراتب بیشتر داشتند. آن‌ها همچنین در شمار بزرگترین جانوران گوشتخوار این سیاره قرار داشته و یکی از موفق‌ترین شکارچیان ساکن آب‌های نواحی قطبی هستند.

اما این عمر طولانی همیشه هم خوب نیست چرا که معمولا آن دسته که عمر طولانی دارند، لزوما موجودات سالمی نیستند. دسته‌ای از کرم‌های انگی موسوم به «پاروپایان» (copepod) خود را به چشم کوسه‌ها چسبانده و به تدریج آن‌ها را بلعیده و نابود می‌کنند. با این حساب کوسه‌های گرینلندی ممکن است عمر طولانی داشته باشند، اما متاسفانه معمولا اواخر زندگی‌شان نابینا خواهند بود.

عروس دریایی یال شیری (Lion’s Mane Jellyfish)

عروس دریایی یال شیری

عروس دریایی یال شیری را باید بزرگترین گونه خود دانست، به طوری که قطر بدن این موجود تماشایی نزدیک دو متر بوده و درازایش گاهی به ۱۵ متر هم می‌رسد. همچنین ممکن است آن‌ها گاهی تا ۱.۲۰۰ شاخک داشته باشند که امر خود باعث می‌شود حتی بزرگتر هم دیده شوند. عروس دریایی یال شیری ترجیح می‌دهد نزدیک سطح دریا شنا کند و اغلب ساکن آب‌های منجمد شمالی است. آن‌ها همچنین به خاطر مهاجرت و حرکت دسته جمعی شهرت دارند.

داستان‌های ترسناکی در مورد آن‌ها وجود دارد، به‌عنوان مثال در سال ۲۰۱۰ عروس دریایی در یک روز و یک مرحله بیش از ۵۰ نفر را نیش زد که همگی در حوالی یک منطقه در امتداد سواحل نیوهمپشر مشغول شنا کردن بودند. مدتی بعد جسد یک عروس دریایی در همان حوالی پیدا شد و از آنجایی که این مخلوق حتی پس از مرگ هم قادر به نیش زدن است، چنین برداشت شد که جسد این موجود بزرگ جثه به طریقی از آب‌های سرد نواحی قطبی به این منطقه منتقل شده و چنین خرابکاری بزرگی به بار آورده است.

خرس آبی یا خوکچه خزه‌ای (tardigrade)

خرس آبی یا خوکچه خزه ای

«تاردیگرید» یکی از غیرمعمول‌ترین ارگانیسم‌های کشف شده در قطب جنوب است. مخلوق آبزی شگفت‌انگیزی که با نام‌‌های دیگری همچون خرس آبی هم شناخته می‌شود. علت این نامگذاری فرم بدنی درشت و چنگال‌های آن‌ها هست. خرس آبی لقب کوچکترین مخلوق این سیاره را از آن خود کرده است، هرچند اندازه ملاک مناسبی برای قضاوت در مورد موجودی نیست که در شرایط سخت آب و هوا و اقلیم نواحی قطبی زنگی کرده و جان به در برده است. به علاوه در کنار کوچکی، آن‌ها یکی از قدیمی‌ترین ساکنان زمین هستند. از سوی دیگر سرعت این موجود به اندازه کم و ناچیز است که از آن به‌عنوان «جانور کندرو» یا تنبل نیز یاد می‌شود.

خرس‌های آب توانایی جایگزینی آب بدن‌شان با شکر را دارند که همچون یک ضد یخ طبیعی امکان ادامه حیات‌شان در شرایط سخت محیط زیست را فراهم می‌کند. شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید این موجودات کوچک حتی به همراه فضانوردان به فضا فرستاده شدند تا توانایی و سرسختی ذاتی‌شان در آنجا نیز مورد آزمایش قرار بگیرد. آن‌ها در برابر پرتوهای کیهانی قرار گرفته و زنده ماندند و اینگونه قدرت بی‌نظیر خود را به رخ نوع بشر کشیدند. در نهایت باید اعتراف کرد که تاردیگرید‌ها جان سخت‌ترین موجودات ساکن زمین هستند که خود را با هر شرایطی به بهترین شکل ممکن تطبیق می‌دهند.


عنکبوت دریایی (Sea Spider)

عنکبوت دریایی

اگر عنکبوت‌های ساکن خشکی باعث ترس و وحشت شما نیستند پس جای هیچ نگرانی نیست، چرا که عنکبوت‌های دریایی نه عنکبوت واقعی هستند و نه خیلی ترسناک به نظر می‌رسند. آن‌ها اغلب در اعماق و بستر اقیانوس قابل مشاهده هستند که با پاهای بسیار بلندشان آرام آرام می‌خزند و جابجا می‌شوند. بنابه دلایلی کاملا ناشناخته این موجودات از رشد قابل توجهی برخوردار هستند و این امر به ویژه در اطراف نواحی قطبی چشمگیرتر است. طول پاهای آن‌ها متغیر بوده و از یک میلیمتر تا هفتاد سانتیمتر را در برمی‌گیرد. در واقع در نگاه نخست شما تعدادی پا می‌بینید که به بدنی بسیار کوچک متصل شده‌اند.

در حالی که عنکبوت‌های واقعی دارای هشت پا هستند این تعداد در عنکبوت‌های دریایی گاهی به دوازده عدد هم می‌رسد. آن‌ها به‌عنوان موجوداتی گوشت‌خوار شناخته می‌شوند که از اسفنج، ژله ماهی و کرم‌های آبی تغذیه می‌کنند. در واقع آن‌ها به کمک یک خرطوم بزرگ شیره حیات شکار خود را می‌مکند. به علاوه بهتر است بدانید این موجودات فاقد سیستم تنفسی هستند.

به پایان بخش اول سفر ماجراجویانه خود در مناطق قطبی و آشنایی با مخلوقات شگفت انگیر ساکن این مناطق رسیدیم. تا اینجا کدام موجود بیش از بقیه توجه شما را به خود جلب کرد؟ کدام یکی را ترسناک‌تر یافتید؟ خوشحال می‌شویم شنونده نظرات شما عزیزان باشیم.


لرستانی که در سفرنامه‌های قدیم به ناامنی و شورش‌هایش معروف بود، امروزه به مکانی آرام برای گردشگران تبدیل شده است.

لرستان از مناطقی است که کمتر مسافر خارجی از جاذبه‌های طبیعی آن متأثر نشده است. جدا از جاذبه‌های طبیعی، در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی، خصوصا در سفرنامه‌هایی که در عصر قاجار نوشته شده، توجه به موضوعات سیاسی و مدنی مرتبط با لرستان پررنگ است. در ادامه نمونه‌هایی از اینگونه سفرنامه‌ها را می‌خوانیم و سپس به سراغ توریست‌های عصر جدیدی که به لرستان رفتند، می‌رویم. 

بارون دوبد، سیاح روس، در سفرنامه‌اش که در حدود سال ۱۲۰۷ شمسی نوشته درباره لرستان می‌گوید:

«لرستان کوچک از شمال به بروجرد و کرمانشاه محدود است. رودخانه‌ی دزفول آن را در شرق از بختیاری، قسمتی از لر بزرگ، جدا می‌کند. اما حد جنوبی و غربی این سرزمین نامشخص است؛ زیرا طوایف لر در کوچ زمستانی در جلگه‌های دزفول، که در سمت جنوب کوهستان آنان واقع است، پراکنده می‌شوند یا در حد غربی با اعراب صحراگرد در مرز عثمانی تلاقی می‌کنند.

لرستان

لرستان روی نقشه‌ای از سال ۱۷۰۶

لرستان کوچک به دو بخش عمده‌ی لرستان پیشکوه و لرستان پشتکوه تقسیم می‌شود. اولی در شرق زاگرس و دومی در غرب این ارتفاعات واقع است.

خرم‌آباد، که شهر عمده‌ی لرستان کوچک است، در پیشکوه قرار دارد. این شهر دارای روستاهای بسیاری است که ساکنان آن یکجانشین شده‌اند، اما ساکنان پشتکوه محل اسکان ثابتی ندارند و زیر سیاه‌چادرها به سر می‌برند.

«زاگرس لرستان را به دو بخش تقسیم می‌کند؛ لرستان در شرق زاگرس یکجانشین و لرستان غرب زاگرس کوچگرد است»

حتی اگر کردستان را هم در نظر بگیریم، شاید لرستان کوهستانی‌ترین قلمرو ایران باشد. گذشته از ارتفاع بزرگی که پیشکوه را از پشتکوه جدا می‌کند، در شمال شرقی هم کوه‌های دیگری از الوند جدا و میان خرم‌آباد و بروجرد گسترده می‌شوند و در جهت جنوب شرقی امتداد می‌یابند. در میانه‌ی زمستان، فاصله‌ی میان خرم‌آباد و بروجرد تمام برف گرفته است.

خرم آباد

خرم آباد روی نقشه‌ای از سال ۱۸۰۸

لرستان را همیشه به چشم یکی از یاغی‌ترین ولایات ایران نگریسته‌اند. ماهیت کوهستانی این سرزمین و دوری‌اش از مقر حکومت و نزدیکی‌اش به مرز عثمانی و بالاتر از همه سرشت سرکش مردم آن جملگی سبب شده تا در تمام ایام اقتدار حاکمان ایران بر این خطه متزلزل بماند.

«تنها والیان لرستان، گرجستان، کردستان و خوزستان می‌توانستند در حضور شاه بنشینند»

تنها چهار والی گرجستان، کردستان، لرستان و خوزستان بودند که خراج‌گزار عمده‌ی شاه محسوب می‌شدند و می‌توانستند در حضور شاه بنشینند. از این چهار حاکم خراج‌گزار فقط دو تن، یعنی والی کردستان و لرستان، هنوز هم عناوین خویش را حفظ کرده‌اند، اما در حد گذشته مستقل نیستند. مدت کوتاهی پیش از سفر من به لرستان کوچک، این منطقه در بلوای کامل فرو رفته بود؛ تمام طوایف بیابان‌گرد در حال هیجان به سر می‌بردند و تنها خبر ورود قوای نظامی قدری آنان را در حال ترس نگاه داشته بود».

خرم آباد

میدان گپ (بزرگ)، محل پشت بازار، هم‌زمان با جنگ جهانی دوم، عکس از فرانک هارلی، استرالیا

سر تیمور دوراند، وزیرمختار انگلستان، در سال ۱۲۷۳ خورشیدی در سفرنامه‌اش از شهر خرم‌آباد نوشت:

«خرم‌آباد شهری خوش‌منظره است که در موقعیتی جالب قرار دارد. این شهر می‌تواند فوق‌العاده غنی و ثروتمند شود، ولی در اثر تاخت و تاز، لرها از کشت غله خودداری می‌کنند. در نتیجه زمین‌های اطراف شهر بایر مانده است».

تاخت و تازهای بسیار موجب پراکندگی جمعیت این منطقه شده است

آرنولد ویلسن، افسر بریتانیایی، سال ۱۲۹۳ به خرم‌آباد رفت. او این شهر را اینگونه توصیف کرد:

«خرم‌آباد عبارت است از یک ناحیه‌ی ویرانه که مردم آن بویی از تمدن به مشام‌شان نرسیده است. با اینکه در روزگاران پیشین این حوالی عموما آباد بوده، اکنون اغلب قنات‌ها رو به ویرانی نهاده و ساکنان دهات خانه و زندگی خود را ترک گفته و به اطراف متواری شده‌اند. خانه‌ها و باغ‌های بیشتر روستاها خالی از سکنه است و عده‌ی معدودی هم که باقی مانده‌اند، مدام مورد تاخت و تاز و غارت لرها قرار می‌گیرند».

خرم آباد

خرم آباد از فراز کوه مدبه (بام لرستان)

امروزه دیگر خبری از ناامنی در لرستان و خرم‌آباد نیست. لرستان گرچه در مسیر شهرهای توریستی ایران قرار ندارد، اما گاه گداری مسافران خارجی به آن منطقه می‌روند و از جاذبه‌های طبیعی‌اش بهره می‌برند. قلعه فلک‌الافلاک، آبشار بیشه، دریاچه گهر و منطقه گلدشت معروف‌ترین جاذبه‌های لرستان نزد توریست‌ها هستند که در ادامه نظرشان درباره‌ی این جاذبه‌ها را می‌خوانیم.

فلک‌ الافلاک

مسافر سنگاپوری در مرداد ۹۳ در مسیر حرکت از اصفهان به سمت کرمانشاه و همدان از خرم‌آباد و قلعه فلک‌الافلاک دیدن کرده و به هیچ عنوان پشیمان نیست:

«این قلعه‌ی ساسانی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر خرم‌آباد است. قلعه از آجر، سنگ و ملات ساخته شده و می‌گویند در اصل ۱۲ برج داشته است؛ گرچه حالا تنها هشت برجش باقی مانده است. این قلعه معماری تأثیرگذاری دارد. از بالای قلعه می‌توان جنب و جوش بازار شهر را دید».

فلک الافلاک

گردشگر آمریکایی در خرداد ۹۷ سفر به خرم‌آباد را توصیه کرد:

«ما از دیدن خرم‌آباد شگفت‌زده شدیم؛ شهری زیبا با چشم‌اندازی بی‌همتا و چشمه‌های طبیعی فراوان است. قلعه، آبشارها و دریاچه‌های اطراف همگی شگفت‌انگیز هستند. واقعا ارزشش را دارد که برای دیدن‌شان به خرم‌آباد بروید. قلعه‌ی زیبای فلک‌الافلاک انگار قبلا زندان بوده، اما حالا موزه شده است. موزه‌اش البته در سطح جهانی نیست، اما خود قلعه بدون شک قطعه‌ای هنری است و چشم‌اندازی که دارد پنج ستاره را دریافت می‌کند».

آبشار بیشه

توریست آمریکایی همچنین از تجربه یک شب ماندنش در بیشه گفته است:

«دهکده‌ی کوهستانی بیشه مکانی لذت‌بخش است که در آن امکانات اقامتی نیز وجود دارد. تنها کافی است آنجا درخواست اتاق کنید. آبشارش عالی است. ما از ماندن در آنجا لذت بردیم. ما از اندیمشک به سمت لرستان سوار قطار شدیم. حرکت قطار ساعت پنج صبح بود. مسیرش پر از مناظر زیبا است».

لرستان

عکس از پریناز طیبی

آبشار بیشه

آبشار بیشه

دریاچه گهر

گردشگر کانادایی در خرداد ۹۷ مسیر دستیابی به دریاچه گهر را به زیبایی خود دریاچه دانسته:

«پیاده‌روی ۱۲ کیلومتری به سمت این دریاچه واقعا ارزشش را داشت. ما خوش‌شانس بودیم که توانستیم راهنمایی محلی پیدا کنیم. حتما برای رفتن به این دریاچه برنامه‌ریزی کنید و از طبیعت ایران لذت ببرید». 

دریاچه گهر


زیارتگاه چک‌چک ، یکی از مقدس‌ترین مکان‌های مذهبی زرتشتیان است که در دل کوه،‌ جای گرفته است. 

مقاله‌های مرتبط:

استان یزد،  با شهرهای تاریخی مملو از جاذبه‌های متنوع و ارزشمند است که در صنعت گردشگری ایران، جایگاه مناسبی را به خود اختصاص داده است. 

آنچه که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت، عبادتگاه چک‌چک یزد، یکی از اماکن مقدس پیروان دین زرتشت و مهم‌ترین مقصد گردشگری مذهبی آن‌ها در این شهر است که از توجه، قداست، اهمیت و ارزش والایی برخوردار بوده و ایام خاصی از سال را جهت عبادت، نیایش و انجام فرایض مخصوص دین خود در آن حضور می‌یابند.

 چکچکو

وب سایت untoldpersia 

زیارتگاه چک چک

«چک چک» نیایشگاه زرتشتیان به نام‌های دیگری همچون «چکچکو» و «پیر سبز» نیز شناخته می‌شود که در استان یزد، شهرستان اردکان و در دل کوه‌های بین اردکان و انجیره جای گرفته است

 جالب است بدانید که روایات متعددی در مورد چگونگی ایجاد این مکان مقدس وجود دارد.

اما طبق روایات و مکتوبات تاریخی، به نظر می‌رسد که در زمان حکومت «یزدگرد سوم» آخرین پادشاه ساسانی، اعراب به کاخ مدائن حمله کرده و این امر سبب شد تا پادشاه برای نجات خانواده‌ی خود به دنبال راهکار باشد. وی به همراه همسرش «کتایون»، پسرانش «هرمزان» و «اردشیر» و نیز دخترانش «شهربانو»، «پارس‌بانو»، «مهربانو»، «نازبانو» و «نیک‌بانو» راهی یزد شد تا گزندی به آن‌ها وارد نشود.

موقعیت قرارگیری زیارتگاه

همچنین این پادشاه ساسانی دستور داد تا شهری مستحکم و بهره‌مند از برج و خندق احداث کنند تا وی و خانواده‌اش را از آسیب دشمنانش در امان بدارد. «یزدگرد»، وارد جنگ با اعراب می‌شود ولی شکست خورده و به خراسان فرار می‌کند.

در راه به آسیابانی برخورد کرده، با مخفی کردن هویت خویش به وی پناه می‌برد. اما او توسط آسیابان شناسایی شده و کشته می‌شود. با شنیدن خبر کشته شدن یزدگرد، خانواده‌ی او از هم جدا شده و هر کدام به نقطه‌ای از یزد فرار می‌کنند.

چکچکو

وب سایت untoldpersia 

«هرمزان» و «شهربانو» (پسر و دختر بزرگ یزدگرد)، به دست اعراب اسیر و به عنوان خدمه به عربستان فرستاده می‌شوند. «پارس‌بانو» و «مهربانو» نیز با یکدیگر به راه افتاده و در نزدیکی ارجنان از روستاهای بخش عقدای شهرستان اردکان یزد، با یکدیگر وداع می‌کنند. «مهربانو» در اثر سختی راه و شدت گرسنگی، از دنیا می‌‌رود و جسدش را در باغی که امروزه به مزرعه‌ی مهر (زرتشتیان ساکن عقدا برای زنده نگاه داشتن یاد«مهربانو»، در محل دفن وی، شمع روشن می‌کنند)، شهرت یافته است، به خاک می‌سپارند.

زیارتگاه چک چک

«پارس‌بانو» نیز به غرب عقدا رفته و در کوهی در نزدیکی روستای زرجوع، پنهان می‌شود. شکاف سنگی در این کوه مشاهده می‌شود که زرتشتیان معتقدند محل غیب شدن «پارس‌بانو» است و در آن مکان زیارتگاهی را احداث کردند. گفته می‌شود که در گذشته، لباسی شبیه مقنعه در شکاف قرار داشت که آن را جدا کرده و به عنوان تبرک از آن نگهداری می‌شود. «اردشیر» کوچک‌ترین پسر «یزدگرد» به همراه مادرش «کتایون» به شرق یزد و خرابه‌های آن پناه می‌برند. گفته شده است که «کتایون» در چاهی، پشت حصار یزد، غیب شده که امروزه آن محل به زیارتگاهی به نام «ستی‌پیر» تبدیل شده است. «اردشیر» نیز سرنوشتی همچون مادرش را تجربه کرده و در میان کوه غیب می‌شود. زیارتگاه «نارستانه» نیز در جایی که او غیب شده، احداث شده است. «نازبانو» دیگر دختر «یزدگرد سوم»، پس از رفتن به جنوب یزد، در کوه تیجنگ، پنهان شده که زیارتگاه پیر نارکی، به یادبود وی ساخته‌ شده است.

http://www.kojaro.com/undefined

چکچکو

عکس از : Alfred molon

و اما آخرین دختر «یزدگرد»، «نیک‌بانو» به همراه ندیمه‌اش «گوهر بانو» (مروارید و هریشت از نام‌های دیگر ندیمه‌ی نیک‌بانو است)، به کوه‌های اردکان پناه می‌برند. «نیک‌بانو» در دامنه‌ی کوهی که در نزدیکی اردکان قرار داشت، متوجه سپاه اعراب شده و برای پنهان ماندن از آن‌ها از کوهی بلند و خشک بالا می‌رود.

در روایت آمده است که این بانوی پرهیزگار زمانی که خود را در محاصره‌ می‌بیند، به کوه می‌نگرد، آهی از دل می‌کشد و چنین می‌گوید:

مرا چون مادری مهربان در آغوش خود بگیر و از دست دشمنانم برهان

در این لحظه در کوه شکافی ایجاد شده و آن بانوی پاکدامن را به آغوش خود می‌کشد. پس از مدتی بر فراز کوه، قطره‌هایی از آب به زمین می‌چکد. از آن پس زرتشیان، این مکان را گرامی داشته و با ایجاد معبدی، یاد و خاطره‌ی بانوی پاکی‌ را پاس می‌دارند. ایشان بر این باورند که قطره‌های اشک «نیک‌بانو» که همچنان زنده ولی از دیدگان پنهان است، می‌چکد و زمین را خیس می‌کند. به همین دلیل به «چک‌چک» شهرت یافته است. معبد درست در جایی که قطره‌ها از آن می‌چکد، قرار گرفته است. زرتشتیان آن‌ها را جمع‌آوری کرده و به عنوان تبرک، استفاده می‌کنند.

چک چکو

عکس از: وب سایت untoldpersia 

همچنین در این مکان، درختی کهن وجود دارد که به اعتقاد زرتشتیان، از محل فرو رفتن عصای «نیک‌بانو» بر زمین، درختی سبز و پدیدار می‌شود که امروزه نزد زرتشتیان بسیار مقدس و مشهور است. آنچه که بسیار جالب و قابل توجه است، بیرون آمدن این درخت از میان سنگ است که خود از عجایب طبیعی محسوب می‌شود. در ایام خاصی از سال (۲۷ خرداد) زرتشتیان سراسر ایران و جهان، برای برگزاری جشن و دعا و نیایش، در این معبد مقدس گرد هم جمع می‌شوند. داخل شدن به این مکان مقدس نیز همانند زیارتگاه‌های دیگر ادیان، آداب و رسوم معینی را دارا است. برای ورود به این مکان و ادای احترام، گذاشتن کلاه بر سر و درآوردن کفش‌ها از پا، الزامی است و افرادی که پاک نیستند (طهارت جسم ندارند)، اجازه‌ی ورود نخواهند داشت.

زیارتگاه چک چک

فضای درونی زیارتگاه، همانند دهانه‌ی غار است و تنه‌ی درخت کهن نیز در آن قسمت قرار دارد. همچنین نقوشی از چهره‌ی بزرگان دین زرتشت، در محوطه‌ی داخلی زیارتگاه «چک‌چک» به چشم می‌خورد که زیبایی خاصی به آن بخشیده است. کف زیارتگاه نیز به وسیله‌ی سنگ‌ مرمر، پوشیده شده است و می‌توان قطره‌های آب را که از قسمتی از سقف بر زمین می‌چکد، مشاهده کرد. سقف نیایشگاه از سنگ است و چند شمع، در این محوطه روشن است و نگهبان یا مسئول معبد، موظف است که این آتش را برای همیشه روشن نگاه دارد. همچنین محلی برای سوزاندن عود و چوب مقدس تعبیه شده است.  

زیارتگاه «پیر سبز» یا «چک‌چک»، امروزه به یکی از محبوب‌ترین نیایشگاه‌ها و مقاصد گردشگری اقلیت‌های مذهبی در ایران و یزد تبدیل شده است که بازدید از این مکان معنوی، می‌تواند علاوه بر آشنایی گردشگران با ادیان و آیین‌های مختلف، نزدیکی فرهنگ‌ها را نیز به همراه داشته باشد. 


خیابان هنریتای دوبلین، مجموعه‌ی کاملی از دست‌نخورده‌ترین خانه‌هایی است که عمرشان به سال‌های ابتدایی تا میانه‌ی قرن ۱۸ می‌رسد. اکنون، تنها ۱۳ خانه از آن خیابان باقی مانده است که یکی از آن‌ها با تغییر کاربری به‌عنوان یک موزه، ضمن پوشش سال‌های ۱۸۷۰ تا ۱۹۷۰، داستان‌هایی از زندگی مستاجرانش را بازگو می‌کند.

یک خانه اجاره‌ای قدیمی در دوبلین، به زودی به‌عنوان یک موزه شروع به کار خواهد کرد. ساختمان شماره ۱۴ در خیابان هنریتا تا به امروز هویت‌های مختلفی داشته است؛ از یک خانه‌ی بزرگی که وظیفه‌ی پذیرایی و سرگرم کردن گرجستانی‌های مقیم دوبلین در سال دهه‌ی ۱۷۵۰ را به عهده داشت تا محلی برای اسکان بیش از ۱۰۰ نفر به‌عنوان یک خانه‌ی اجاره‌ای تا تعطیلی آن تا دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی؛ و اکنون نیز قرار است که این خانه درهای خود را به صورت یک موزه با عنوان «موزه‌ی تنیمنت دوبلین» (Tenement Museum Dublin) به روی عموم باز کند و نمایی از زندگی در خانه‌ای با عمری بیش از ۳ قرن را پیش روی بازدیدکنندگان قرار بدهد.

موزه اجاره ای دوبلین

سالن ورودی خانه درست در کنار ورودی خانه که به سبک گرجی ساخته شده و نیز محل اسکان استیجاری قرار گرفته است

این خانه که در گذشته نیز برنده‌ی جوایزی شده است، به تازگی موفق به کسب عنوان بهترین پروژه‌ی حفاظت/مرمت از جوایز معماری ایرلند RIAI شده است. هیئت داوران این خانه را که بیشتر از ۱۰ سال زمان صرف بازسازی و مرمت آن شده است، به‌عنوان «هدیه‌ای به شهر دوبلین» نامیده‌اند. گرانین شافری، معمار مشهوری که سرپرستی این پروژه را به عهده داشت می‌گوید که زحمت‌های ۱۰ ساله‌ای که برای بازسازی این خانه انجام شده‌اند، «در وهله‌ی اول مربوط به روایت داستان ساختمانی استثنایی در خیابانی منحصربه‌فرد است که از مفهوم و رزونانس گسترده‌تری برخوردار است».

اگر چه کارهای ساختمانی زیادی روی این بنای محافظت شده انجام شده است، اما دیوارهای داخلی همچنان دست نخورده باقی مانده است؛ به ویژه رنگ‌های سنتی آبی و قرمزی که نشانه‌ای از خانه‌های اجاره‌ای دوبلین است در سالن ورودی، سالن پشتی و پله ها، همچنان به همان حالت اصلی حفظ شده‌اند.  

موزه اجاره ای دوبلین

رنگ اصلی نرده‌ها و دیوارهای رنگ شده حفظ شده است

ایزولت بایرن، مدیر اجرایی شرکت فرهنگی شورای شهر دوبلین، برای خبرنگاران لونلی پلنت توضیح داده است که بازدیدکنندگان انتظار دیدن چه چیزهایی را در این موزه می‌توانند داشته باشند:

راهنماهای تور ما که خیلی از آن‌ها از مردم محلی یا مورخان علاقمند به موضوعات اجتماعی هستند، بازدیدکنندگان را در این خانه‌ی سه طبقه همراهی می‌کنند تا داستان‌هایی که در چارچوب دیوارهای این خانه و در دل اتاق‌های کاملا بازسازی‌شده‌ی آن اتفاق افتاده‌اند را تعریف کنند و با نگاهی اجمالی به دوران باشکوه ابتدایی این خانه، اطلاعاتی درباره‌ی تاریخچه‌ی دوران استیجاری آن، از دهه‌ی ۱۸۸۰ تا ۱۹۷۰، به بازدیدکنندگان بدهند.

موزه اجاره ای دوبلین

آپارتمان خانم داولینگ، بخشی از زندگی اجاره‌نشینی در دهه‌ی ۱۹۶۰ در خانه‌ی شماره ۱۴ در خیابان هنریتا را نشان می‌دهد

خانه‌ی شماره‌ی ۱۴ خیابان هنریتا با استفاده از وسایل اهدایی و محتواهای صوتی و تصویری، داستان‌هایی از مردمی را که در آن خانه زندگی کرده‌اند تعریف می‌کند و بخشی از روال روزمره‌ی زندگی آن‌ها، مانند استحمام، کار و بازی و تاثیر ازدحام جمعیت روی زندگی آن‌ها را برای بازدیدکنندگان توضیح می‌دهد. جزئیات خیلی دقیقی از زندگی عادی ساکنان این ساختمان روی دیوارها حک شده است. بازدیدکنندگان با استفاده از محتواهای صوتی و تصویری می‌توانند صدای ساکنان آن را بشنوند و به آواز کودکانی که در آن‌جا مشغول بازی هستند، گوش بسپرند؛ می‌توانند دیوارنوشته‌ها را بخوانند و از بازسازی‌های وفادارانه‌ای که روی یک خانه‌ی استیجاری متعلق به دهه‌ی ۱۹۶۰ انجام شده است، بازدید کنند.

موزه اجاره ای دوبلین

این آپارتمان، با استفاده از وسایل اصلی به جا مانده از همان زمان، به شیوه‌ای دوست‌داشتنی بازسازی شده است

ساختمان شماره‌ی ۱۴ خیابان هنریتا به صورت رسمی در ۱۵ سپتامبر باز می‌شود، اما این خانه در هفته‌های اخیر و قبل از افتتاح رسمی به صورت محدود برای بازدیدکنندگان باز بود. ایزولت می‌گوید که موضوعی که بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می‌آمد، واکنش‌های پر از احساسات بازدیدکنندگان نسبت به این خانه بود: «پیوندی که بازدیدکنندگان با داستان‌های جدیدتر خانه برقرار می‌کنند».

او در این خصوص این‌گونه توضیح می‌دهد:

شاهد بودیم که این داستان‌ها تا چه اندازه به دل افرادی که خودشان نیز داستان‌هایی از چند نسل گذشته‌ی خود دارند، می‌نشست. بازدیدکنندگان که پا به درون خانه می‌گذاشتند، رد پاهای رنگ و رو رفته‌ی روی پله‌های پشتی و کف سنگی خانه را حس می‌کردند و سوخت‌های لازم برای آشپزی و روشنایی خانه و بقایای شومینه، کاغذهای دیواری، نقاشی‌های دیواری و سایر علائم جا مانده از نسل‌های مختلف و خانواده‌هایی که اوقاتی را در این خانه به سر برده‌اند را می‌دیدند.

ساکنان قبلی خانه و این خیابان، وسایل مهم شخصی زیادی را اهدا کرده‌اند که خیلی از آن‌ها در آپارتمان استیجاری بازسازی شده‌ی «خانم داولینگ» استفاده شده است تا چگونگی زندگی یک خانواده در خلال سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۵ را نشان بدهد.

این آپارتمان به شیوه‌ای دوست‌داشتنی با استفاده از آثار فیزیکی به جا مانده، مانند طرح‌بندی پارتیشن‌ها، تکه‌هایی از کاغذهای دیواری و مشمع کف اتاق و نیز، خاطرات خانواده‌ها از شرایط زندگی خود، علایق و مشغولیات خانواده، مبلمانی که استفاده می‌کردند و همان نقطه‌ای که وسایل در واقعیت چیده شده بودند و نیز وسایل اهدایی مانند کابینت چینی خانم داولینگ و سرویس چینی که او از آن استفاده می‌کرد، بازسازی شده است.

این بخش از موزه، بسیار مورد توجه بازدیدکنندگانی قرار گرفت که این فضا و خیلی از وسایل چیده شده در آن، برای‌شان آشنا به نظر می‌رسید.


موزه هنری زوش که در ژانویه سال ۲۰۱۹ در آلپ سوئیس افتتاح خواهد شد، در واقع یک صومعه قرون وسطایی بوده که طی بیش از یک سال کار حفاری برای فضای موزه آماده شده است.

مقاله‌های مرتبط:

به زودی یک موزه هنری در فضای منحصر به فرد زیرزمینی در آلپ سوئیس افتتاح می‌شود که در گذشته به‌عنوان صومعه قرون وسطایی استفاده می‌شد. این موزه در دره رودخانه این (River Inn) قرار دارد و منظره کوهستان در پشت آن خودنمایی می‌کند. از این موزه به‌عنوان فضای اصلی نمایش و همچنین برای نمایشگاه‌های هنر تجربی معاصر استفاده خواهد شد. از آنجا که موزه زوش (Muzeum Susch) در ژانویه ۲۰۱۹ افتتاح می‌شود، آثار هنری که از موقعیت مکانی موزه در امتداد این رشته‌کوه نمادین الهام گرفته‌ شده است را به نمایش می‌گذارد.

موزه هنری سوئیس

فضای خود موزه به شکلی متمایز و جذاب طراحی شده است و سازه‌های موجود در آن بازسازی و گسترش یافته‌اند. عناصر طبیعی سنگ‌های کوهستان در همه فضای داخل و خارج آن مشهود هستند و یک جریان آب طبیعی نیز به چشم می‌خورد. این موزه شامل سه ساختمان به هم پیوسته است و یک رستوران و فضایی برای اسکان هنرمندان نیز به آن اضافه خواهد شد. برای این پروژه، بیش از یک سال کار حفاری انجام و ۹۰۰۰ تن سنگ جابه‌جا شد تا بازدیدکنندگان بتوانند از طریق یک پیاده‌رو از یک طرف موزه به طرف دیگر آن بروند.

این موزه شامل فضایی بیش از ۱۵۰۰ متر مربع برای گالری است که به نمایش آثار هنری دائمی و برنامه منظم برای نمایشگاه‌های موقت اختصاص دارد. از رویدادهای برنامه‌ریزی شده برای موزه می‌توان به نشست استدلالی در مورد مسئله جنسیت در هنر و علم اشاره کرد. البته برنامه‌های دیگری نظیر دعوت از هنرمندان، موزه‌دارها، نویسندگان و محققان نیز در دستور کار است تا ضمن سکونت در موزه بتوانند در منطقه آلپ، به خلق آثار هنری خود بپردازند.

موزه هنری سوئیس

نمایشگاه افتتاحیه به موضوع زنانگی اختصاص دارد و آثار بیش از ۳۰ هنرمند بین‌المللی را به نمایش می‌گذارد. مدیر موزه زوش گفته است:

موزه زوش با ایجاد فضایی منحصر به فرد، به تبلور ایده‌های غیرمنتظره کمک خواهد کرد. موقعیت آرام و روستایی موزه منجر به تفکر و تعمق می‌شود و استقلال فکر و ایده را به همراه دارد. جالب است بدانید واکنش جامعه محلی به این موزه تاکنون بسیار مثبت بوده است. در طول بازسازی و فرایند ساخت‌و‌ساز موزه نیز از اهالی این منطقه مشورت گرفته‌ایم.

تماشا کنید؛ نروژ در یک نگاه

بدون دیدگاه


نروژ یکی از محبوب‌ترین کشورهای گردشگری اروپایی در شمال اروپا است که جاذبه‌های طبیعی زیبا، بناهای تاریخی ارزشمند و شهرهایی با معماری جذاب را در خود جای داده است.

مقاله‌های مرتبط:

نروژ، سرزمین وایکینگ‌ها، کشوری در شمال اروپا در غرب شبه‌جزیره اسکاندیناوی در قطب شمال است که طبیعت آن به معنای واقعی کلمه حیرت‌انگیز بوده و از هر آنچه که باعث جذاب شدن طبیعت می‌شود، برخوردار است. از رشته‌کوه‌های سحر‌انگیز با مناظر و آب دره‌های زیبا و جنگل‌های انبوه گرفته تا شفق‌ قطبی، سواحل نیلگون و قله‌های پر برف. به جرات می‌توان گفت نروژ بهشتی بی‌بدیل در دل سرزمین بی‌کران قطب شمال است.

طبیعت نروژ

تنها طبیعت نروژ نیست که آن را جذاب کرده است. بناهای تاریخی به جا مانده از دوران قرون وسطی و شهرهای آبی با معماری جذاب و منحصر‌به‌فرد خود که شما را به دوران وایکینگ‌‌ها می‌برند، نیز توانسته گردشگران زیادی را شیفته این کشور مدرن و توسعه‌یافته کند.

نروژ

در ادامه شما را به تماشای ویدیوی تایم لپس شما از طبیعت، شهر‌ها و روستاها و بناهای تاریخی نروژ دعوت می‌کنیم.

دانلود ویدیو

 


توزیع نامساوی ثروت در جهان گاهی قابل لمس‌تر از آن چیزی است که تصورش را می‌کنید، تنها کافی است نگاهی به این مجموعه تصاویر هوایی بندازید.

فاصله طبقاتی معضلی است که این روزها به وضوح در گوشه و کنار جهان قابل مشاهده است، امری که اغلب یکی از نتایج کاملا طبیعی توزیع نامساوی ثروت در جهان است. در حالی که بخش اعظم ثروت این کره خاکی در انتظار افراد معدودی است، میلیاردها انسان از نتایج فاجعه بار فقر رنج می‌برند که همچون کابوسی سیاه تمامی ارکان زندگی آن‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

نمایش فاصله طبقاتی و توزیع نامساوی ثروت در جهان توسط جانی میلر عکاس

این روزها همه به خوبی آگاه هستیم که توزیع نامساوی ثروت، در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ جهان و در مقیاسی باورنکردنی و گیج‌کننده قابل مشاهده است. اما بد نیست بدانید گاهی این امر از مفهوم مطلق انتزاعی پیشی گرفته و عیان‌تر از همیشه به نمایش گذاشته می‌شود. در همین راستا عکاس حرفه‌ای «جانی میلر» (Johnny Miller) از شهر کیپ تاون سعی در نمایش سایه روشن‌های توزیع ثروت جهان در قالب مجموعه‌ای از تصاویر تماشایی و تأثیرگذار است. او این تصاویر را در قالب پروژه‌ای تحت عنوان «مناظر نامساوی» (Unequal Scenes) ثبت و ضبط کرده است.

جانی میلر

او زمانی که در آفریقای جنوبی در حال تحصیل در رشته‌ی انسان‌شناسی بود به این مسئله توجه کرده و در واقع این امر الهام‌بخش او برای کار روی این پروژه عکاسی تأثیرگذار و برجسته بوده است. در سال ۲۰۱۶ او این ایده را گسترش داده و این بار کل جهان را مد نظر قرار داد. به همین دلیل اینبار او با استفاده از پهپادها و در قالب عکاسی هوایی بیش از صد تصویر از شهرهایی در کشورهای هند، تانزانیا، آمریکا و کنیا ثبت کرد.

در شماری از این تصاویر قدرتمند و تماشایی زاویه دوربین دورنمایی قابل تأمل از فاصله میان فقیر و غنی به تصویر کشیده است، به‌طوری که شاید باورش سخت باشد که گاهی یک ردیف نرده، یک جاده معمولی یا یک تالاب چگونه بین خانه‌ و کلبه‌های محقر قشر فقیر جامعه را از خانه‌ها و عمارت‌های لوکس و باشکوه طبقه مرفه جدا کرده‌اند.

نمایش فاصله طبقاتی و توزیع نامساوی ثروت در جهان توسط جانی میلر عکاس

عکاس خوش‌ذوق ما باور دارد که قدرت این تصاویر بسیار بیشتر از یک نمایش صرف فاصله طبقاتی است، چون به مردم کمک می‌کند از زاویه‌ای دیگر به تماشای انعکاس سبک زندگی خود و تأثیر آن روی دیگران بنشینند. نمایشی جالب از دو سبک زندگی که هر کدام گوشه‌ای را به خود اختصاص داده، اما دنیایی از تفاوت را به تصویر کشیده‌اند. 

نمایش فاصله طبقاتی و توزیع نامساوی ثروت در جهان توسط جانی میلر عکاس

اما در راستای ثبت تصاویری عمیق و مؤثر، لازم بود که موقعیت‌های مناسب شناسایی شوند که این امر نیازمند مقدار زیادی تحقیق و بررسی بود. میلر علاوه بر توجه به آمارهای ثبت شده، نقشه محلات فقیرنشین را نیز به دقت بررسی کرده و در کنار آن از توصیه افراد محلی نیز استفاده کرد. به علاوه او باید اجازه عکسبرداری در مناطقی خاص را دریافت می‌کرد و البته که باید بازخورد فعالیت خود را نیز در نظر می‌گرفت. چون عکسبرداری در شهرهای خطرناک یا مناطق مسکونی خصوصی گاهی ممکن است امنیت شخصی را در معرض خطر قرار دهد. 

نمایش فاصله طبقاتی و توزیع نامساوی ثروت در جهان توسط جانی میلر عکاس

هدف از این پروژه در نهایت جلب توجه عمومی به داستان توزیع نامساوی ثروت در گوشه و کنار جهان است، پروژه‌ای خلاقانه که در قالب عکسبرداری هوایی انجام شده است. جانی میلر امیدوار است که با استفاده از نیروی جلوه‌های بصری برجسته برای نمایش این تبعیض آشکار، فرصتی برای صحبت کردن در مورد این معضل فراهم کند که شاید، در نهایت منجر به پیدا کردن راه حل‌های برای رفع این مشکل شوند. 

نمایش فاصله طبقاتی و توزیع نامساوی ثروت در جهان توسط جانی میلر عکاس

میلر همچنین موفق به پیدا کردن یک سازمان غیرانتفاعی به نام «افریکن‌درون» (africanDRONE) شده است که تلاش می‌کند امکانات لازم را در اختیار افراد مشتاقی قرار دهد که دوست دارند با استفاده از پهپادها داستان‌های آفریقا را پیش چشم عموم به نمایش بگذارند. برای اطلاع از دیگر آثار و فعالیت‌های این عکاس خوش‌ذوق بد نیست سری هم به اکانت اینستاگرام او (millefotosa) بزنید.

نظر شما در مورد این تصاویر و نمایش بی‌پرده فاصله طبقاتی چیست؟ به نظر شما آیا اینگونه تلاش‌ها در نهایت به توزیع عادلانه ثروت در جهان منتهی خواهند شد؟ خوشحال می‌شویم شنونده‌ی نظرات شما عزیزان باشیم.


یکی از مهم‌ترین شاخه‌های گردشگری ادبی، سفر به مقاصدی است که داستان کتاب در چهارچوب آن‌ها رخ می‌دهد. با هم به معرفی و بررسی چند شهری می‌پردازیم که صحنه برخی از معروف‌ترین رمان‌ها بوده‌اند.

پشت هر داستان کوتاه، داستان بلند و رمان، مکان‌هایی واقعی وجود دارند؛ شهرهایی که نویسندگان روایت‌های خود را با توجه به ویژگی‌های شهر و طرح داستان، در صحنه آن‌ها شکل داده‌اند و در معرفی شخصیت‌ها و رویدادهای داستان به خوانندگان نقش بسزایی را ایفا می‌کنند. حتی در نوشته‌هایی تماما تخیلی، نویسندگان از کاراکترهای یک یا چند شهر بهره جسته‌اند تا سناریو خود را در صحنه آن‌ها بچینند. اگر شما نیز به دنبال مقاصد گردشگری ادبی جدیدی هستید، با ما همراه شوید تا با برخی از مهم‌ترین شهرهایی که رمان‌ها در آن‌ها جان گرفته‌اند، آشنا شویم؛ از آمستردام در «سقوط» اثر آلبر کامو گرفته تا استانبول در «کتاب سیاه» اورهان پاموک.

کوه‌های آلپ

کوه جادو اثر توماس مان

مقاصد گردشگری ادبی

دو رمان محبوبی که درباره کوه‌های آلپ نوشته شده‌اند، یعنی رمان کودک‌محور «هایدی» اثر یوهانا اشپیری و «کوه جادو» اثر توماس مان، بیش از این نمی‌توانستند از یکدیگر متمایز باشند و کوه‌های سپید آلپ را با تجربه‌هایی متفاوت به خوانندگان عرضه کنند. هر چند هر دو از ارزش‌های ادبی برخوردارند؛ اما ماجراجویی‌های آلپی هایدی، خواننده را سرشار از خوشنودی‌های آنی می‌کند، در حالی که اثر تومان مان، همان‌طور که انتظار می‌رود، نیاز به باریک‌بینی و کوشش بیشتری برای خواندن و لذت بردن دارد. «کوه جادو» که تنها صحنه سناریو آن را یکی از آسایشگاه‌های مسلولین در سال ۱۹۲۴ شامل می‌شود، مملو از شوخ‌طبعی‌های موشکافانه‌ای است که مان در توصیف جامعه اروپایی، روابط و همچنین بیماری و اوضاع پیش از جنگ جهانی دوم بکار برده است.

آمستردام

سقوط اثر آلبر کامو

مقاصد گردشگری ادبی

کامو با انتخاب آمستردام به عنوان صحنه رمان سقوط، بلندی آرزوهای قهرمانش را برابر پستی جغرافیایی شهر قرار می‌دهد

آمستردام که در ارتفاعی پایین‌تر از سطح دریا قرار گرفته است، بیش از همه با کانال‌های آبی پراکنده در شهر شناخته می‌شود. شاید همین موضوع نیز آلبر کامو را بر آن داشت تا با شکل دادن صحنه رمان سقوط در آمستردام، قهرمان خود، یعنی ژان باتیست کلمانس را با آرزوی مقام‌‌های بلند در دل، در برابر پستی جغرافیایی شهر قرار دهد. «سقوط» که در سال ۱۹۵۶ (۴ سال پیش از مرگ کامو در اثر تصادف) منتشر شد، در واقع مکالمه‌ای است که میان یک پاریسی و کلمانس صورت می‌گیرد؛ کسی که پیشتر وکیلی موفق در پاریس شناخته می‌شد و از جامعه افراد آسیب‌پذیر شهر دفاع می‌کرد. کلمانس بعد از حادثه‌ای، خود را به آمستردام تبعید می‌کند و همین کار او، زاینده پرسش‌های پس‌زمینه داستان درباره انگیزه‌های حقیقی افراد برای فعالیت‌های انسان‌دوستانه است.

برلین

جاسوسی که از سردسیر آمد اثر جان لوکاره

مقاصد گردشگری ادبی

آثار جان لوکاره آغازگر ژانر هیجان‌انگیز جنگ سرد به شمار می‌‌روند

هیچ شهری در دنیا مانند برلین غرق در تاریخ پرماجرا نیست و شاید به همین دلیل نیز تاریخ‌دانان برای مدت زیادی نمی‌توانند از غرق شدن در تاریخ برلین، چشم‌پوشی کنند. از سال ۱۹۴۵، برلین با تسخیر ذهن و خیال نویسندگان و خوانندگان، به‌طرز افزاینده‌ای به منبع الهام رمان‌نویس‌ها تبدیل شد و با گذشت زمان، هیچ نشانه‌ای از کم شدن تعداد کتاب‌هایی که برلین صحنه داستان آن‌ها بود، دیده نشد. از میان آثار جان لوکاره که اولین محرک ایجاد ژانر هیجان‌انگیز جنگ سرد به شمار می‌روند، می‌توان به «جاسوسی که از سردسیر آمد» با داستانی شکل گرفته در برلین، به‌عنوان بهترین اثر اشاره کرد.

قاهره

مرگ در رودخانه نیل اثر آگاتا کریستی

مقاصد گردشگری ادبی

به نظر منصفانه نیست که بر اساس مشاوره‌های مسافرتی، اسم شهری را از مقاصد سفرهای آینده خود خط بزنیم. هنوز می‌توان امیدوار بود که رمان «مرگ در رودخانه نیل» اثر آگاتا کریستی (۱۹۳۷)، دوباره بتواند الهام‌بخش افراد در سفر به مصر باشد. هر چند فیلم‌ها و سریال‌های زیادی با اقتباس از «مرگ در رودخانه نیل» ساخته شده‌اند؛ اما بهترین راه برای دنبال کردن کاراگاه بلژیکی، هرکول پوآرو از لندن تا مصر، گشت و گذار در متن کتاب اصلی است. وظیفه پوآرو در این اثر، پیدا کردن کسی است که لینت ریج‌وی را در یکی از شب‌ها، روی عرشه کشتی به قتل رسانده است؛ کشتی‌ای که در پیچ و خم‌های رود مشهور نیل پیش می‌رود. در پایان کتاب، مطابق معمول داستان‌‌های کریستی، پوآرو با کار کردن روی احتمالات، مجرم را حین سفر روی نیل می‌یابد.  

دوبلین

پدی کلارک هاهاها اثر رادی دویل

مقاصد گردشگری ادبی

با شنیدن اسم دوبلین، ذهن اکثر کتاب‌دوست‌ها بی‌معطلی به سمت جویس و «اولیس» کشیده می‌شود. اما این بار با جایگزینی بسیار لذتبخش، روان و پرنشاط روبرو می‌‌شویم؛ «پدی کلارک هاهاها». شکل‌گیری داستان در شهری خیالی به نام باری‌تاون صورت گرفته است که مردمانش گویش و شوخ‌طبعی دوبلینی‌ها را دارند. «پدی کلارک هاهاها» مجموعه‌ای از نماهای کوتاه زندگی در دهه ۱۹۶۰ است که از چشم‌انداز یک پسر ده ساله دوبلینی روایت می‌شود. رادی دویل برای این اثر، در سال ۱۹۹۳ برنده جایزه بوکر شد و همین موفقیت او را بر آن داشت تا با تمرکز روی حرفه نویسندگی، از شغل معلمی کنار بکشد.

فلورانس

اتاقی با یک منظره اثر ادوارد مورگان فورستر

مقاصد گردشگری ادبی

فورستر در کتاب خود، روایت داستان را به زیبایی با چشم‌اندازهای فلورانس و رم درمی‌آمیزد

از اولین صحنه از «اتاقی با یک منظره» با فریبکاری طبقاتی و کمدی‌گونه گردشگران انگلیسی در ایتالیا مواجه می‌‌شویم. بعد از آنکه لوسی سراغ دخترعموی خود، شارلوت می‌رود تا درباره اشتباه «سینیورا» در دادن اتاق‌هایی با منظره‌های بد شکایت کند و لوسی با حالتی خودپسندانه نارضایتی خود را نشان می‌دهد، داستان آغاز می‌شود. در نیمی از داستان، نویسنده به نمایش گروهی از طبقه بالای جامعه انگلستان که از شهر ساری، تازه به فلورانس پا گذاشته‌اند، می‌پردازد و روایت داستان را با مکان‌ها و چشم‌اندازهایی از شهر (از جمله رم) به زیبایی درمی‌‌آمیزد. در قسمت دوم رمان، هر چند لوسی و شارلوت به خانه روستایی خود باز می‌گردند؛ اما فلورانس و رم به‌عنوان بخش‌های اصلی به حضور خود در کتاب ادامه می‌دهند.

 

استانبول

کتاب سیاه اثر اورهان پاموک

مقاصد گردشگری ادبی

از آنجا که استانبول امروزی شباهت زیادی به طرح اصلی شهرهایی دارد که در آن «غرب و شرق یکدیگر را ملاقات می‌کنند»، تقلید طنزگونه آن در نوشته‌ها بسیار آسان به نظر می‌رسد. با این وجود نقیضه‌گویی از استانبول چندان هم خالی از ارزش نیست و تنها خوانش خلاصه‌ای از «کتاب سیاه» اثر اورهان پاموک، درون خوانندگان را برای تصویری متفاوت‌تر جست و جو می‌کند. هر چند که رمان نیمه جنایی «کتاب سیاه»، چشم‌اندازی شگرف از خانواده‌ها، دوستان و شخصیت‌ها را ارائه می‌دهد؛ اما منتقدان با توجه نقش برجسته خیابان‌های پایتخت ترکیه در جای جای داستان، استانبول را قهرمان اصلی «کتاب سیاه» می‌دانند. اگر به انگیزه بیشتری برای شروع کتاب نیاز دارید، توصیه ما خوانش کتاب «خاطرات و شهر» است؛ کتابی که به سادگی با اشاره به استانبول در عنوان خود، شامل خاطرات دوست‌داشتنی پاموک در دوران کودکی‌اش می‌شود.


بهترین زمان سفر به صوفیه، یکی از قدیمی‌ترین پایتخت‌های اروپایی بر اساس آب و هوا چه زمانی از سال است؟

مقاله‌های مرتبط:

صوفیه، پایتخت کشور بلغارستان حدودا ۱٫۵ میلیون نفر جمعیت دارد. صوفیه، مرکز فرهنگی و سیاسی کشور در غرب کشور بلغارستان در ارتفاع ۲۲۹۰ متری کوه ویتوشا (Mount Vitosha) واقع شده است که یکی از محبوب‌ترین اقامتگاه‌ها و مقصد گردشگری برای شهروندان بلغاری به شمار می‌آید. تور بلغارستان یکی از تورهای پرطرفدار بین ایرانی‌ها است.

این شهر با محدوده‌های متغیر دمایی در مواقع مختلف سال دارای اقلیم قاره‌ای است. صوفیه که قدمت آن به قرن هشتم قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد، در تاریخ خود سابقه حکومت امپراطوری رومیان و رومیان شرقی را دارا است.

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

شما در این شهر می‌توانید به بازدید از بناهای میراث تاریخی از جمله کلیسای هاگیا صوفیه (Hagia Sophia Basilica)، کلیسای سنت جرج، مسجد بانیا باشی یا حمام‌های ترکی صوفیه (Mosque of the Baths)، کلیسای جامع زیبای الکساندر نوسکی (Alexander Nevsky Cathedral)، بنای تزار آزادی‌بخش (Liberator Tsar)، مجسمه برنزی که به احترام الکساندر دوم ساخته شد، ساختمان ملی مجلس (National Assembly building) یا بنای استفان استامبلوو (Stefan Stambolov) بپردازید.

اگر از علاقه‌مندان هنرهای باستانی هستید، به هیچ‌وجه بازدید از موزه ملی باستان‌شناسی، ساختمان تئاتر ملی ایوان وازوو (Ivan Vazov National theatre)، موزه ملی تاریخ و کلکسیون اشیای میراث فرهنگی و کاخ ملی فرهنگ (National Palace of Culture) که میزبان نمایش‌ها و کنسرت‌ها در ساختمان با معماری مدرن باشکوه و قابل توجه خود است، را از دست ندهید.

در مرکز شهر صوفیه، زندگی شبانه پویایی با وجود رستوران‌ها، نایت‌کلاب‌ها و بارهای زیبا وجود دارد و گردشگران می‌توانند در تمام طول شب به گردش و شادی در این شهر بپردازند.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس آب و هوا

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

بهترین زمان سفر به صوفیه، بر اساس آب و هوا، ۳۰ آوریل تا هفتم اکتبر (۱۰ اردیبهشت تا ۱۵ مهر) است.

صوفیه در میان دیگر مقاصد گردشگری جهانی، از نظر آب و هوا، رتبه ۳۸ از ۱۰۰ را دارا است

دمای میانگین در صوفیه در زمان‌های مختلف سال به شدت متغیر است. با توجه به رطوبت، هوا در نیمه‌ای از سال سرد و در نیمه دیگر دلپذیر است. احتمال بارش باران یا برف در تمام سال محتمل است. صوفیه در میان دیگر مقاصد گردشگری جهانی، از نظر آب و هوا، رتبه ۳۸ از ۱۰۰ را دارا است.

اگر به دنبال سفر در گرم‌ترین ماه‌های سال هستید، در ماه آگوست، جولای و ژوئن به این شهر بروید. گرم‌ترین زمان سال در میانه ماه جولای (اواخر تیر) با دمای میانگین ۳۱٫۲ درجه سانتی‌گراد و حداقل دمای ۱۵٫۵ درجه سانتی‌گراد در شب‌ها است.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس دمایی که حس می‌کنید

حس ما از آب و هوا تنها به دمای محیط بستگی ندارد. دمای بالا در میزان رطوبت زیاد بیشتر بر ما تاثیر می‌گذارد و دماهای پایین زمانی که بادهای قوی می‌وزند، سرمای بیشتری را به ما القا می‌کنند. در حقیقت می‌توان گفت که دمایی که ما حس می‌کنیم به شدت به دو متغیر رطوبت و بادهای سرد بستگی دارد.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس بارش باران یا برف

اگر به دنبال سفر در آب و هوای خشک هستید، در ماه‌های با احتمال بارش کم موثر (بارش موثر به بارش بیش از ۲۵٫۴ میلی‌متر در ماه گفته می‌شود) یعنی فوریه، نوامبر و آگوست به صوفیه بروید. کمترین احتمال بارش باران در اواخر اکتبر تا اوایل نوامبر است.

چه زمانی می‌توانید با بارش برف در صوفیه روبه‌رو شوید؟

گزارشات هواشناسی نشان می‌دهند که احتمال بارش برف در ماه فوریه به‌خصوص در اوایل ماه (اواسط بهمن) بسیار بالا است. بهترین زمان اسکی در صوفیه، اواسط دسامبر (اواخر آذر) است.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس رطوبت و وزش باد

صوفیه دارای ماه‌های بسیار مرطوب در نیمه‌ای از سال و ماه‌های نسبتا مرطوب در نیمه دیگر است. کم رطوبت‌ترین ماه سال با رطوبت نسبی ۴۸٫۴ درصد، ماه آگوست و مرطوب‌ترین ماه سال با رطوبت نسبی ۸۱٫۲ درصد، دسامبر است.

وزش باد در صوفیه، معمولا آرام است. پربادترین ماه‌های سال، مارس و سپس فوریه و آوریل هستند. باد ماه مارس با سرعت ۱۳٫۱ کیلومتر بر ساعت، یک نسیم آرام به شمار می‌آید. ماکزیمم سرعت ثبت شده باد در صوفیه در اواخر ماه مارس، ۲۸ کیلومتر بر ساعت است که یک باد متوسط به شمار می‌آید.

مقاله‌ی مرتبط:

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس جمعیت گردشگران

شلوغ‌ترین ماه‌های گردشگری صوفیه، آگوست و سپس ژانویه و ژوئن است. قیمت هتل‌ها و بلیط‌های هواپیما در این ماه‌ها در حداکثر مقدار خود قرار دارند؛ البته اگر از چند ماه قبل مکان اقامتی و پرواز مورد نظر خود را رزرو کنید، می‌توانید کمی هزینه‌های خود را کاهش دهید.

خلوت‌ترین ماه گردشگری صوفیه، نوامبر است؛ زمانی که با ارزان‌ترین قیمت هتل‌ها روبه‌رو می‌شوید.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس فصول

فصل بهار: ماه‌های مارس تا می (۱۰ اسفند تا ۱۰ خرداد)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

ترکیب رطوبت و دما در فصل بهار، منجر به آب و هوایی تقریبا سرد می‌شود. دمای میانگین در این فصل در محدوده ۹٫۲ تا ۲۴٫۳ درجه سانتی‌گراد است و هرچه که به تابستان نزدیک‌تر می‌شویم، هوا گرم‌تر می‌شود. بارش باران با متوسط ۵ تا ۷ روز بارش موثر در ماه در بهار، معمول است.

فصل بهار دومین زمان خلوت گردشگری صوفیه است؛ و همین موضوع این فصل را زمانی ایده‌آل برای سفری مقرون به صرفه می‌کند.

فصل تابستان: ماه‌های ژوئن تا آگوست (۱۱ خرداد تا ۹ شهریور)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

ماه‌های میانی سال در فصل تابستان، میزبان آب و هوایی معتدل و به‌صورت مطلوبی گرم هستند. این ماه‌ها با ۳ تا ۷ روز بارش موثر در ماه، میزان بارش متوسطی را تجربه می‌کنند.

ماه‌های ژوئن تا آگوست، فصل داغ گردشگری از نظر حضور گردشگران در صوفیه هستند، بنابراین ممکن است با افزایش قیمت در هزینه هتل‌ها و پروازها روبه‌رو شوید.

فصل پاییز: ماه‌های سپتامبر تا نوامبر (۱۰ شهریور تا ۹ آذر)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

دمای میانگین در فصل پاییز در محدوده ۹٫۴ تا ۲۶٫۹ درجه سانتی‌گراد است که با توجه به میزان رطوبت و وزش باد، به شما احساس سرما القا خواهد کرد. حدودا در هر ماه به‌صورت میانگین ۳ تا ۶ روز بارش موثر برف یا باران وجود دارد. با توجه به آب و هوا، پاییز فصل خلوت گرشگری صوفیه است، بنابراین قیمت هتل‌ها و بلیط‌های هواپیما کاهش می‌یابد.

فصل زمستان: ماه‌های دسامبر تا فوریه (۱۰ آذر تا ۹ اسفند)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

هوا در فصل زمستان با دمای میانگین ۳٫۲ تا ۱۰٫۹ درجه سانتی‌گراد در صوفیه بسیار سرد است. به‌صورت میانگین ۳ تا ۵ روز بارش موثر برف و باران در این زمان از سال وجود دارد.

فصل زمستان، دومین فصل شلوغ گردشگری صوفیه است.

بهترین زمان سفر به صوفیه بر اساس فستیوال‌ها و رویدادها

فستیوال‌ها و رویدادهای فصل بهار

فستیوال بین‌المللی فیلم کوتاه صوفیه

فستیوال بین‌المللی فیلم کوتاه صوفیه سالیانه در ماه مارس در این شهر برگزار می‌شود. قدمت این فستیوال به سال ۱۹۹۷ برمی‌گردد و از آن زمان این رویداد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فستیوال‌های فیلم اروپا شناخته می‌شود.

فستیوال‌ها و رویدادهای فصل تابستان

هفته بین‌المللی موسیقی صوفیه

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

هفته بین‌المللی موسیقی صوفیه مهم‌ترین رویداد موسیقی این شهر و بلغارستان است. برنامه سالیانه این فستیوال در ماه می و ژوئن برگزار می‌شود. در سال ۱۹۸۲، این فستیوال به انجمن فستیوال‌های اروپایی (EFA) پیوست.

فستیوال هنر دیجیتال

فستیوال هنر دیجیتال یک نمایشگاه هنر معاصر است که به ارائه آثار تئاتر تجربی، مولتی مدیا، نصب آثار، طراحی کامپیوتری و ترکیبات آکوستیک الکترونیکی می‌پردازد. این فستیوال هر سال در میانه ماه ژوئن برگزار می‌شود.

جشن اشتباه (Wrong Fest)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

جشن اشتباه یک مهمانی آخر هفته برای ساکنان صوفیه است که هر سال در دهکده وینوگوتسی (Voinegovtsi) در فاصله ۲۰ کیلومتری صوفیه، پایتخت کشور بلغارستان به مدت دو روز در ماه ژوئن برگزار می‌شود.

استیج این مهمانی میزبان گروه‌های موسیقی پانک و راک بلغاری و بین‌المللی است. هدف اصلی برگزاری این جشن، فراهم کردن سکویی برای ارتقای موسیقی راک و متال است.

فستیوال بین‌المللی فولکلور ویتوشا صوفیه

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

فستیوال بین‌المللی فولکلور ویتوشا هر سال در ماه جولای با برنامه‌های متعدد رقص و موسیقی سنتی در صوفیه در استیج‌های در فضای آزاد جلوی ساختمان تئاتر ملی و دیگر محله‌های شهر، برگزار می‌شود.

فستیوال مقدس رنگ‌ها 

در ماه ژوئن هر سال، شهر صوفیه تبدیل به شهری رنگارنگ در بلغارستان می‌شود. فستیوال مقدس رنگ‌ها که یک سنت محبوب هندی است که مردم را برای اشاعه عشق، آزادی و پیروزی خیر علیه شر در استادیوم آکادمیک (Academic stadium) در طولانی‌ترین روز سال در فصل تابستان گرد هم می‌آورد.

بروکن بالکانز (Broken Balkanz)

بروکن بالکانز، یک فستیوال موسیقی در فضای باز است که در ۱۴ سال گذشته در ماه ژوئن در کوهپایه ویتوشا در نزدیکی صوفیه برگزار شده است. کمپ‌زدن، فعالیت‌های متعدد و موسیقی بدون وقفه درام و باس از ویژگی‌های این فستیوال جذاب موسیقی است.

فستیوال هنری واترفرانت (Watertower Art Fest)

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

فستیوال هنری واترفرانت در هشت سال گذشته به‌صورت سالیانه در ماه جولای در شهر صوفیه برگزار شده است. این فستیوال هنری بلغاری به‌عنوان یک رویداد کوچک با آثار خلاقانه هنرمندان شروع به کار کرد و در طول سال‌ها تبدیل به یک رویداد مهم بلغارستان شد. این فستیوال یک نمایشگاه بزرگ بین‌المللی برای ارائه آثار هنرمندان ملی و بین‌المللی در رشته هنرهای تجسمی معاصر است.

فستیوال موسیقی راک (Sofia Rocks)

فستیوال موسیقی راک در پنج سال گذشته به‌صورت سالیانه در ماه جولای در شهر صوفیه برگزار شده است. این فستیوال که در استادیوم آکادمیک برگزار می‌شود، برای علاقه‌مندان به موسیقی راک این فرصت را فراهم می‌کند تا از اجرای گروه‌های مشهور موسیقی راک بین‌المللی و بلغاری لذت ببرند.

بلغارستان؛ آب و هوا و اقلیم

بهترین زمان سفر به صوفیه؛ سردیکای باستانی در بلغارستان

نمودار میانگین دما و بارش ماهیانه در صوفیه

در ادامه، با جداولی از میانگین بارش و دما در ماه‌های مختلف سال و همچنین به تفکیک هفته‌های مختلف، به شما ارائه خواهیم کرد تا بهترین زمان سفر را به‌صورت دقیق، انتخاب کنید و چمدانی متناسب با زمان انتخابی خود ببندید.

 ماه  دما (سانتی‌گراد)   میزان بارش (سانتی‌متر)
ژانویه ۱٫۷ ۳٫۶
فوریه ۳٫۹ ۲٫۸
مارس ۱۰ ۴٫۱
آوریل ۱۵٫۶ ۶٫۱
می ۲۰٫۶ ۸٫۶
ژوئن ۲۴٫۴ ۷٫۴
جولای ۲۷٫۲ ۶٫۹
آگوست ۲۶٫۱ ۶٫۶
سپتامبر ۲۱٫۱ ۴٫۶
اکتبر ۱۷٫۲ ۶٫۶
نوامبر ۸٫۹ ۵٫۱
دسامبر ۳٫۳ ۴٫۶

میانگین ماهیانه دما و بارش در صوفیه

بلغارستان، کشوری کوهستانی با اقلیمی قاره‌ای به همراه جریان‌های مدیترانه‌ای از دریای اژه است. فصل بهار تقریبا معتدل و تابستان گرم و خشک با وجود طوفان‌هایی پرقدرت است، در حالی که زمستان‌ها با بارش مکرر برف تا فصل بهار، بسیار خشن هستند.

ماه هفته اول (دما و بارش) هفته دوم هفته سوم هفته چهارم
ژانویه ۱٫۳ سانتی‌گراد- ۳٫۴ سانتی‌متر ۰٫۹ سانتی‌گراد- ۳٫۱ سانتی‌متر ۰٫۵ سانتی‌گراد- ۲٫۹ سانتی‌متر ۰٫۱ سانتی‌گراد- ۲٫۶ سانتی‌متر
فوریه ۳٫۴ سانتی‌گراد- ۲٫۶ سانتی‌متر ۲٫۸ سانتی‌گراد- ۲٫۴ سانتی‌متر ۲٫۳ سانتی‌گراد- ۲٫۲ سانتی‌متر ۱٫۷ سانتی‌گراد- ۲ سانتی‌متر
مارس ۸٫۵ سانتی‌گراد- ۳٫۸ سانتی‌متر ۷ سانتی‌گراد- ۳٫۵ سانتی‌متر ۵٫۴ سانتی‌گراد- ۳٫۱ سانتی‌متر ۳٫۹ سانتی‌گراد- ۲٫۸ سانتی‌متر
آوریل ۱۴٫۲ سانتی‌گراد- ۵٫۶ سانتی‌متر ۱۲٫۸ سانتی‌گراد- ۵٫۱ سانتی‌متر ۱۱٫۴ سانتی‌گراد- ۴٫۶ سانتی‌متر ۱۰ سانتی‌گراد- ۴٫۱ سانتی‌متر
می ۱۹٫۴ سانتی‌گراد- ۸ سانتی‌متر ۱۸٫۱ سانتی‌گراد- ۷٫۴ سانتی‌متر ۱۶٫۹ سانتی‌گراد- ۶٫۷ سانتی‌متر ۱۵٫۶ سانتی‌گراد- ۶٫۱ سانتی‌متر
ژوئن ۲۳٫۵ سانتی‌گراد- ۷٫۱ سانتی‌متر ۲۲٫۵ سانتی‌گراد- ۶٫۸ سانتی‌متر ۲۱٫۶ سانتی‌گراد- ۶٫۵ سانتی‌متر ۲۰٫۶ سانتی‌گراد- ۶٫۲ سانتی‌متر
جولای ۲۶٫۵ سانتی‌گراد- ۶٫۸ سانتی‌متر ۲۵٫۸ سانتی‌گراد- ۶٫۷ سانتی‌متر ۲۵٫۱ سانتی‌گراد- ۶٫۵ سانتی‌متر ۲۴٫۴ سانتی‌گراد- ۶٫۴ سانتی‌متر
آگوست ۲۵٫۸ سانتی‌گراد- ۶٫۵ سانتی‌متر ۲۵٫۶ سانتی‌گراد- ۶٫۵ سانتی‌متر ۲۵٫۳ سانتی‌گراد- ۶٫۴ سانتی‌متر ۲۵ سانتی‌گراد- ۶٫۳ سانتی‌متر
سپتامبر ۱۹٫۹ سانتی‌گراد- ۴٫۱ سانتی‌متر ۱۸٫۶ سانتی‌گراد- ۳٫۶ سانتی‌متر ۱۷٫۴ سانتی‌گراد- ۳٫۱ سانتی‌متر ۱۶٫۱ سانتی‌گراد- ۲٫۶ سانتی‌متر
اکتبر ۱۶٫۲ سانتی‌گراد- ۶٫۱ سانتی‌متر ۱۵٫۳ سانتی‌گراد- ۵٫۶ سانتی‌متر ۱۴٫۳ سانتی‌گراد- ۵٫۱ سانتی‌متر ۱۳٫۳ سانتی‌گراد- ۴٫۶ سانتی‌متر
نوامبر ۶٫۸ سانتی‌گراد- ۴٫۷ سانتی‌متر ۴٫۸ سانتی‌گراد- ۴٫۴ سانتی‌متر ۲٫۷ سانتی‌گراد- ۴ سانتی‌متر ۰٫۶ سانتی‌گراد- ۳٫۶ سانتی‌متر
دسامبر ۱٫۹ سانتی‌گراد- ۴٫۵ سانتی‌متر ۰٫۵ سانتی‌گراد- ۴٫۴ سانتی‌متر ۰٫۹ سانتی‌گراد- ۴٫۲ سانتی‌متر ۲٫۳ سانتی‌گراد- ۴٫۱ سانتی‌متر

میانگین هفتگی دما و بارش در صوفیه

بهترین زمان سفر به بلغارستان بین ماه‌های می تا سپتامبر (۱۱ اردیبهشت تا ۸ مهر) با تابش مکرر آفتاب و هوای گرم و دلپذیر است.

طرفداران اسکی که می‌خواهند مهارت‌شان را در این کشور بیازمایند می‌توانند بین ماه‌های دسامبر تا آوریل (۱۰ آذر تا ۱۰ اردیبهشت) به دامنه‌های برفی کوهستان‌های بلغارستان بیایند.

چه زمانی به صوفیه برویم؟

ماه حداقل دمای میانگین حداکثر دمای میانگین حداقل دمای ثبت شده حداکثر دمای ثبت شده تعداد روزهای بارانی
ژانویه ۳- ۳ ۲۱- ۱۵ ۹
فوریه ۲- ۵ ۱۹- ۱۸ ۱۰
مارس ۲ ۱۱ ۱۵- ۲۳ ۱۰
آوریل ۶ ۱۷ ۵- ۲۹ ۱۲
می ۱۱ ۲۲ ۰ ۲۸ ۱۳
ژوئن ۱۵ ۲۵ ۴ ۳۳ ۱۲
جولای ۱۷ ۲۸ ۷ ۳۶ ۱۰
آگوست ۱۶ ۲۷ ۸ ۳۵ ۹
سپتامبر ۱۲ ۲۳ ۲- ۳۳ ۷
اکتبر ۹ ۱۸ ۲- ۳۱ ۱۱
نوامبر ۴ ۱۰ ۷- ۲۳ ۱۰
دسامبر ۱- ۵ ۱۶- ۱۸ ۱۲

حداقل و حداکثر دما در صوفیه

هزینه روزانه توریستی در صوفیه

مقاله‌های مرتبط:

هزینه یک روز اقامت در صوفیه حدودا ۲۷۱ دلار است. هزینه‌های تخمین زده شده برای یک نفر در یک روز شامل موارد زیر است:

۱. برانچ (وعده صبحانه که دیر خورده می‌شود و جای دو وعده ناهار و صبحانه است) در رستوران سه ستاره

۲. شام در رستوران سه ستاره

۳. یک شب اقامت در هتل سه ستاره

 این هزینه‌ها بسته به این که در ماه‌های داغ سال یا کمتر توریستی به صوفیه سفر می‌کنید، تغییر می‌کند. تخمین هزینه بالا در ماه‌های داغ در صوفیه انجام شده است تا برای برنامه‌ریزی در سفر، به‌عنوان منبع از آن استفاده کنید.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها